دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

197

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

شاه عباس حاضر است تحت تعاليم دين مسيحى قرار گيرد چون باوجود مسيحى بودن ، راحت‌تر مىتواند با جهان مسيحيت عليه تركان كافر متحد شود « 1 » . او همچنين اظهار داشت كه شاه مقدم ميسيونرهاى مسيحى را گرامى خواهد داشت كه البته چنانچه در زير متوجه خواهيم شد ، اين گفته او عين واقعيت بوده است . متأسفانه پاپ كلمنت هشتم تصميم گرفت كه اين روحانى را با شخص غيرروحانى ديگر به‌نام ديه‌گو دميراندا ( Diego de Miranda ) به‌عنوان سفيران خود به اصفهان بفرستد تا پاسخى به هيأت سياسى شرلى داده باشد . اين دو سفير در راه مأموريت خود شديدا به نزاع پرداختند و هنگاميكه به ايران رسيدند هنوز در بگوومگو بودند . افزون‌براين ، به لحاظ ديگر نيز رفتارى ناشايست داشتند . خوشبختانه براى حفظ خوشنامى مسيحيان در ايران ، هيأتى از سه پرتقالى اگوستينى در سال 1602 م . وارد اصفهان شدند تا صومعه‌اى در اين شهر برپا دارند . اين هيأت كه با تأييدات كوستا براى انجام اين كار تشويق شده بودند عبارت بودند از : آنتونيو دوگوه‌آ ژرونيمودا گروز و كريستوفرو دواسپريتو سانتو . منش اينها از خيلى لحاظ با داكوستا و ميراندا فرق مىكرد . شاه عباس از آنها استقبال كرد و نه‌تنها به آنها اجازه تأسيس يك صومعه و كليسا را داد بلكه قسمتى از هزينه تزيين كليسا را نيز بدانها پرداخت كرد . وظايف اگوستينىها در اصفهان به مرور ايام ، نه از حيث مذهبى ، بلكه به لحاظ سياسى و ديپلماتيك رشدى فراخور يافت . پدران اگوستينىها در آغاز نماينده پادشاه اسپانيا و پس از جدائى پرتقال از اسپانيا در سال 1640 م . نمايندگان پادشاه پرتقال بودند . اينها نخستين نمايندگان ديپلماتيك درازمدت اروپائىها در ايران برشمرده مىشوند . رودولف دوم در موقع بازگشت هيأت سياسى سرآنتونى شرلى و حسين على بيك بيات به ايران ، يك نفر از نجباى ترانسيلوانيا را به‌نام استفان كالكاش و زالونكمنى به ايران گسيل داشت . چيزى از ورود آنها به گيلان نگذشته بود كه آب‌وهواى ناسالم تعدادى قربانى گرفت كه سفير هم ازجمله آنها بود . ژرژ تكتاندرفن در يابل ( George Techtander Von der Jabel ) دستيار كالكاش ، كار او را ادامه داد . خبر ورود هيأت به ايران چون به گوش شاه عباس رسيد ، رابرت شرلى را مأمور ملاقات آنها كرد . وقتى كه رابرت به هيأت رسيد متوجه شد كه كالكاش مدتى است مرده است . پس تكتاندر و بقيه اعضاى هيأت را به تبريز كه دربار در آنجا تشكيل شده بود ، برد . شاه به گرمى از تكتاندر پذيرائى و اعتبارنامه‌هاى او را وارسى كرد . در اين هنگام اسيرى

--> ( 1 ) - A chronicle of The Carmelits ، جلد 1 ، صص 4 - 80 .